مهجوری هنرمندان ایرانی :

عجیب است که از شرح حال و زندگی و حتی نام حکاکان پیش از قاجار اطلاع چندانی در دست نیست و زیبایی هنر آنان با گمنامی گره خورده است . پنداری به دلیل جاودانگی و محدود نشدن هنر آنان در دایره زمان ، تاریخ را یارای ثبت نام آنان نبوده و آثار نفیس فراوان به جا مانده ، صرفا راهنمای درک عظمت هنر آنان است . از آنجاییکه مهرها خود هویت و شناسنامه افراد مشخصی محسوب می شوند ، درج امضاء یا نام حکاک بر روی آن پسندیده و قابل قبول به نظر نمی رسید و شاید هم تواضع و شکسته نفسی این هنرمندان بزرگ نیز دلیل دیگری بر امضاء نداشتن این آثار باشد . از این رو امروزه در شناسایی حکاکان مهرها و نگین های منقوش با مشکلات بسیاری روبرو هستیم . ما آنگاه عمق گمنامی آنان را بیشتر در می یابیم که متاسفانه حتی نام مشهورترین حکاک دوران قاجار مرحوم محمد طاهر حکاک باشی را در لغت نامه دهخدا نمی بینیم و نام او در میان دویست طاهر مختلف ایران ، هند ، ترک و عرب نمی یابیم تا آنجا که عده ای او را با مرحوم خوشنویس تبریزی اشتباه می گیرند و یا در همان تمدن اسلام و عرب گوستاو لوبون در زیر تصویر مهرهای ایرانی و به ندرت هندی ، عنوان سنگ های محکوک ساخت عرب درج شده است .

مهر صرفا یکی از دستاوردهای هنر حکاکی به شمار می رود . ساخت سرسکه و قالب های ضرب مسکوکات و همچنین حک ابتدایی فولاد و سنگ هایی چون یشم برای طلاکوبی از دیگر کاربردهای هنر حکاکی است که صنعت نشاندن زر وسیم بر فولاد و سنگ هایی چون یشم از ایران است و دیگران آن فن را از استادان ایرانی آموخته اند ، چنانچه در مصر طرز بخصوصی از این صنعت را ( العجمی ) نامند و به زبان ایتالیایی آن را ( الاگمینه ) گویند .

بی مناسبت نیست که به این نکته اشاره شود که در مشرق زمین حکاکی به نوعی جامه تقدس به تن داشته و در گذشته اصولا حکاکان انسان هایی وارسته بوده اند. در تورات حکاکی به خداوند و در جای دیگر به حضرت هارون نسبت داده شده است .